آیا واقعا مي توان شانسي تست زد!؟
آیا واقعا مي توان شانسي تست زد!؟
اين سوال را بايد با احتياط زياد پاسخ داد! اگر بگوئيم شانسي مي توان در كنكور سراسري تست زد ، اين بدان معناست كه آزمون سراسري ديگر چندان معتبر نيست ، چرا كه وقتي عده اي به طور شانسي و تصادفي بتوانند نمره قبولي را كسب كنند ، ديگر زحمت و سختي ديگر داوطلبين در خواندن عميق و برنامه ريزي شده دروس بي معنا مي شود و در نتيجه كل اعتبار دانشگاه زير سوال مي رود.
از سوي ديگر اگر بگوئيم نمي توان در كنكور شانسي تست زد، با اعتراض عده بسياري از استادان درس ها روبرو مي شويم كه با اطمينان خاطر و اعتماد به نفس كامل و حتي به طور تضميني سوالات احتمالي كنكور 83 را قبل از كنكور پيش روي شما مي گذارند و حتي حاضر به شرط بندي نيز براي ادعاي خود مي باشند!!!
به نظر مي رسد كه اشكال در خود كلمه ”شانس“ است كه اگر به جاي آن از كلمه ”احتمال“ استفاده شود موضوع شكلي علمي تر و قابل توجيه تر به خود مي گيرد.
شايد اگر كنكورهاي سراسري و آزاد مقاطع مختلف كارشناسي ، ارشد ، كارداني به كارشناسي و ... سال 83 اولين كنكور ها در نوع خود بودند استفاده از تكنيك هاي علوم احتمالات و دانش استنتاج فازي براي امكان سنجي دستيابي سريع به جواب هاي درست در آزمون هاي تستي معناي چنداني نداشت. اما حقيقت اين است كه بيش از بيست سال نمونه تست در رشته هاي مختلف مقابل روي ماست كه اگر سوالات آزمون هاي پايان ترم دبيرستان هاي برتر(يعني همان جاهايي كه طراحان تست در آنجا تدريس مي كنند) را نيز به آن اضافه كنيم و همچنين تست هاي احتمالي موسسات خصوصي را نيز در نظر بگيريم با يك بانك اطلاعاتي بسيار بزرگ از داده هاي نمونه آماري مواجه مي شويم كه مي توان فقط با يك دسته بندي ساده و شمردن تعداد تكرارهاي هر دسته در كنكورهاي سالهاي اخير به راحتي به قوانيني قابل اطمينان براي حدس زدن شانسي سوالات سال ديگر دست يافت.
اين درحالي است كه موضوعات اصلي درسي در سالهاي اخير تغييري اساسي نداشته اند و حتي نسبت به گذشته ساده تر نيز شده اند.
بنابراين مي توان در جواب اين سوال كه :”آيا در آزمون هاي سراسري چهارگزينه اي مي توان شانسي هم تست زد ؟!“ چنين پاسخ داد كه:”به دلايل زير مي توان از قوانين علوم آمار و احتمالات و روش استنتاج فازي در يافتن گزينه هاي با احتمال درستي بالا استفاده كرد و از اين تكنيك به عنوان مكمل (در مواقعي كه نسبت به درست بودن جواب ترديد داريم ) و به عنوان تنها روش (براي مواقعي كه هيچ چاره اي جز رها كردن تست نداريم) كمك گرفت:
دليل اول: سيلابس يا فهرست مطالب و موضوعات درسي ثابت و از قبل مشخص است و كرانه هاي هر موضوع و ميزان توقع استادان براي تسلط دانش آموزان به هر مبحث نيز تا حدود زيادي مشخص است.
دليل دوم: به دليل در دسترس بودن و وجود بيش از پانزده سال سوالات آزمون هاي سراسري امكان دسته بندي تست ها به شكل هاي مختلف (موضوعي ، تكرار ، تركيبي و...) وجود دارد كه بعد از دسته بندي مي توان با كمك نرم افزارهاي آماري منحني توزيع سوالات و احتمال ظهور آنها در كنكور 83 را استخراج نمود و از اين راه به شكلي علمي به سراغ تست هاي سال آينده رفت.
دليل سوم: به دليل سود آوري شديد و بسيار بالاي سرمايه گذاري در حوزه كنكور سراسري كارشناسي و اين اواخر كارشناسي ارشد ، بسياري از خبرگان و مغزهاي متفكر كشور به سمت دسته بندي و روشن سازي مباحث و فرمول بندي قواعد و ساده سازي مفاهيم روي آورده اند و نتيجه كار خود را اغلب در قالب جزوات دست نويس كلاسي و بعضا در قالب كتابهاي كمك درسي وارد بازار كرده اند. با تهيه اين كتب و استفاده از نتايج و زحمات كار اين خبرگان حوزه آموزش در ساده سازي مفاهيم درسي مي توان انرژي مطالعه را روي مباحثي متمركز كرد كه در 90 درصد مواقع سوالات از اين مباحث استخراج مي شود. به اين ترتيب مي توان به جاي توزيع يكنواخت زحمت درس خواندن و همچنين وقت آزمون روي تمام سوالات ، فقط روي آن دسته از مباحثي متمركز شد كه امكان قبولي ما را در كنكور سراسري بالا مي برند.
دليل چهارم : چهارمين دليل براي امكان پذيري استفاده از قوانين احتمالات و استنتاج فازي در كنكور سراسري الزام طراحان تست در توزيع نرمال و يكنواخت سوالات پيچيده و ساده در هر آزمون مي باشد. به عبارت ديگر دست و بال طراحان كنكور براي هر نوع مانور در طراحي سوالات باز نيست و ايشان مكلف اند كه در طراحي سوالات سطح تمام دانش آموزان شركت كننده را در نظر بگيرند. بديهي است كه همه داوطلبين شركت كننده در آزمون به يك اندازه باهوش نيستند و در يك سطح واحد از آمادگي قرار ندارند. سطح علمي مدارس كشور در شهرهاي مختلف و حتي در سطح يك شهر نيز يكسان نيست. بنابراين طراحان تست بايد به طور متناسب و معني دار سوالات بسيار مشكل ، نسبتا مشكل ، ساده ، خيلي ساده را در دفترچه آزمون پخش كنند و اين فرصت را براي طيف هاي مختلف شركت كننده فراهم كنند تا فراخور سطح علمي و ميزان تسلط خود بخشي از اين سوالات را شكار كنند.
دليل پنجم: توزيع گزينه هاي درست در بين 250 تا 300 سوال هر آزمون بايد به شكلي باشد كه امكان شانسي زدن گزينه ها را به حداقل برساند. به عبارت ديگر هر يك از گزينه هاي الف و ب و ج ود بايد بتوانند به طور يكسان از گزينه هاي درست بهره مند شوند كه اگر بخواهيم به طور آماري صحبت كنيم بايد بگوئيم تقريبا 25 درصد اوقات بايد هر گزينه براي درست بودن انتخاب شود. اين درحالي است كه طراح تست نمي تواندبه دلخواه خود هر چند بار كه بخواهد پاسخ درست را روي يك گزينه (مثلا الف) متمركز كند. او بايد از منحني توزيع نرمال براي توزيع سوالات استفاده كند كه اين باعث مي شودتا طراح تست فقط حق داشته باشد ده درصد موارد جوابهاي درست را روي يك گزينه تكراري قرار دهد.
دليل ششم: اگر داوطلب نداند كه جواب صحيح يك تست چيست بين چهار گزينه سرگردان مي ماند و در نتيجه براي او احتمال درستي هر سوال 25% است. از سوي ديگر احتمال نادرستي هر گزينه نيز براي او 25% است. از آنجا كه هر سه سوال غلط يك سوال درست را از بين مي برد در نتيجه او اگر مثلا فقط گزينه هاي الف پاسخ نامه را سياه كند. هر چند طبق قانون احتمالات حتما يك چهارم يا بيست و پنج درصد علامت زده هاي او صحيح مي باشند اما از سوي ديگر 75% غلط باعث مي شود تا ميانگين او صفر شود. اين در حالي است كه تمام 250 يا 300 سوال كنكور فقط مربوط به يك درس نيست و براي هر درس بين 15تا 20 سوال كنار گذاشته مي شود كه اين قانون بايد در هر درس حاكم باشد و در نتيجه در يك بازه 20 سوالي نيز بايد قوانين توزيع نرمال حاكم باشد. اما از سوي ديگر بين چهار گزينه هميشه فقط يكي درست است و سه گزينه ديگر اشتباه مي باشند. بنابراين اگر داوطلب روشي بلد باشد كه بتواند در هر سوال تست يكي از گزينه هاي نادرست را پيداكند در نتيجه احتمال درستي سه گزينه ديگر را به 100 تقسيم بر سه يعني 3/33 % افزايش داده است. در اين حالت اگر به طور تصادفي تا آخر دفترچه فقط يكي از گزينه ها را تصادفي انتخاب كند ، طبق قوانين احتمالات او احتمال دارد كه در 3/33 درصد اوقات درست و در 6/66 درصد موارداشتباه بزند و اين يعني نسبت به قبل اندكي شانس قبولي و امتياز گيري او بيشتر شده است. دقت كنيد كه داوطلب مي تواند ابتدا با علامت زدن آن بخش از سوالات بسيار ساده و راحت تعداد سوالات ترديدي را به حداقل برساند و بعد از اين تكنيك استفاده كند كه طبيعي است تا حدودي شانس قبولي خود را افزايش مي دهد. البته او بايد اين خطر را نيز به جان بخرد كه ممكن است با غلط زدن سوالات مشكوك امتياز درستي مربوط به سوالات ساده را هم از دست بدهد و در نتيجه نسبت به افراد بسيار ضعيف تر ازخود امتياز پائين تري بگيرد. اما به هر تقدير در اين روش احتمالات و قوانين آماري دخالت دارند و احتمالات همانگونه كه ممكن است در بعضي مواقع معجزه بيافرينند. با اندك اشتباهي مي توانند منجر به فاجعه شوند.
دليل هفتم: هفتمين دليل اين است كه يافتن جوابهاي نادرست معمولا بسيار ساده تر از يافتن پاسخ هاي صحيح است. طبق قوانين احتمالات جمع احتمال درستي و نادرستي برابر عدد واحد يعني يك و ميزان ثابتي است و هر چه مهارت فرد در يافتن جوابهاي غلط بيشتر شود به طور وارون احتمال اينكه او جواب درست را علامت زند بسيار بيشتر مي شود. از سوي ديگر همانطوري كه گفتيم احتمال يافتن جواب نادرست خيلي مواقع بسيار راحت است. البته طراحان تست براي اينكه جوابهاي نادرست به راحتي لو نروند از تكنيك هاي مبهم سازي و تارنمايي جوابهاي غلط نيز كمك مي گيرند و سعي مي كنند با تزريق جوابهاي شبه درست و گول زننده نظر داوطلب را به سوي خود جلب كنند. اما اين روش ها بسياري اوقات آنقدر ابتدايي و كودكانه است كه با اندكي دقت و حواس جمعي مي توان بدون هيچ پيش زمينه ذهني به راحتي دست طراح تست را خواند و با خط زدن جوابهاي با احتمال نادرستي بالا به سرعت و به راحتي به جواب درست نزديك شد.
دليل هشتم: حتي مسلط ترين داوطلبين كنكور نيز هنگام تست زني تا حدي نايقيني را مي پذيرند. هيچ داوطلبي را نميتوانيد پيدا كنيد كه با يقين كامل (البته قبل اعلام نتايج) بتواند ادعا كند كه چه نمره اي بدست مي آورد. نايقيني خصيصه ذاتي تست هاي چهار جوابي است كه البته هر چه داوطلب در موضوع درس ماهر تر و مسلط تر باشد و از تكنيك هاي كاهش نايقيني بيشتري استفاده كند ، مي تواند به يقين بيشتري درخصوص درستي يك گزينه برسد. نسبي كردن نايقيني و افزايش تدريجي وزن و سنگيني درستي روي يك گزينه خاص كاري است كه هر داوطلبي در مورد هر سوالي انجام مي دهد. او ابتدا سوال را مي خواند و با مراجعه به ذهن خود يا از طريق محاسبه جوابي را براي آن سوال پيدا مي كند و بعد با نگاه كردن به جوابها به جستجوي نزديك ترين و مناسب ترين پاسخ به سوال مي گردد. او در حقيقت در حال كامل كردن فرآيند خاصي به نام كاهش نايقيني است و به محض اينكه سنگيني يقين او روي يك گزينه از حد آستانه و مشخصي فراتر رفت ديگر به پاسخ هاي ديگر نگاه نمي كند و مستقيما گزينه با يقيني بيشتر(و نايقيني كمتر ) را علامت مي زند و به سراغ سوال بعدي مي رود. كاهش نايقيني ربطي به علم آمار و احتمال و شانس ندارد. داوطلب در لحظه اي خاص و بعد از سبك و سنگين كردن كلي پارامتر در درون ذهن خود ناگهان به اين نتيجه مي رسد كه يكي از گزينه ها از بقيه معتبر تر و قابل اعتماد تر است و به سراغ آن مي رود. اگر اين فرآيند كاهش نايقيني درست هدايت شود معمولا درست هم جواب مي دهد و اكثر افرادي كه اجازه مي دهند تا ذهنشان با آرامش اين فرآيند را طي كند معمولا به راحتي نيز امتياز قبولي را بدست مي آورند و در كنكور سراسري قبول مي شوند. اما اگر اين فرآيند با دخالت بي مورد ذهن مختل گردد به انحراف كشانده مي شود و نتيجه اي جز اتلاف وقت و توقف بي دليل روي جواب هاي منحرف كننده ندارد
در روش استنتاج فازي به جاي اينكه يك گزينه را به طور كامل درست يا نادرست فرض كنيم و آن را كلا بپذيريم يا كلا حذف نمائيم ، به طور نسبي هر گزينه را تا حدودي درست و تا حدودي نادرست فرض مي كنيم و در جدولي چهار رديفي(الف و ب و ج ود) براي هر گزينه يك عدد درستي بين يك و صفر نسبت مي دهيم. براي مثال اگر در نگاه اول به نظر مي رسد كه گزينه اول خيلي درست به نظر مي رسد و گزينه دوم تا حدودي درست و گزينه سوم كمي درست و گزينه چهارم بعيد درست ديده مي شود براي گزينه اول عدد 8/0 و گزينه دوم عدد 6/0 و گزينه سوم عدد 4/0 و گزينه چهارم عدد 2/0 را انتخاب مي كنيم. سپس از زاويه اي ديگر به سراغ تست مي رويم و از روش هاي ميانبر و جايگزيني و شباهت سنجي و امثالهم كمك مي گيريم و در هر بار مجددا براي نايقيني خود نسبت به درستي هر گزينه عددي منسوب مي كنيم. نهايتا با جمع ذهني اين اعداد و البته وزن دهي به هر ديدگاه ، به طور استنتاجي خود را به سمت گزينه اي كه فكر مي كنيم باردرستي بيشتري دارد خودمان را مي كشانيم. البته اين روش معمولا ذهني صورت مي گيرد اما به عنوان تمرين اگر به صورت عددي دنبال شود ، سرجلسه مي تواند به سرعت در مغز شكل گرفته و در كسري از ثانيه نايقيني ما را نسبت به گزينه صحيح كاهش دهد. اين روش برگرفته از شيوه استنتاج فازي است كه بر همين اساس در حال حاضربسياري از تجهيزات پيشرفته محاسباتي كه شبيه مغز انسان عمل مي كنند مثل يخچال هاي فازي و ماشين لباسشويي هاي فازي و دوربين هاي عكاسي و فيلمبرداري فازي با همين روش كار مي كنند و اتفاقا در محيط هاي با نايقيني و ترديد بسيار بالا بسيار خوب هم جواب مي دهند. (براي داشتن اطلاعات بيشتر در اين رابطه مي توانيد از مجموعه آموزش هاي ويدئويي مهندس كوثري چاپ شده در بخش آگهي هاي همين مجله استفاده كنيد.)
در مجموع در پاسخ به سوال :”آيا مي توان در كنكور سراسري شانسي تست زد؟!“ گفت كه اگر فقط كمي از قوانين احتمالات و روش هاي استنتاج آماري و فازي مطلع بود و احتمال عددي بعضي آرايش ها و چيدمان هاي خاص گزينهها را به طور ذهني در اختيار داشته باشيد مي توانيد با احتمال درستي بالا چنان تست بزنيد كه بسياري از كساني كه اطراف شما هستند گمان كنند شما شانسي تست زده ايد و دليل نمره بالا و قبولي تضميني شما چيزي به جز خوش شانسي شما نبوده است! اما اين چيزي است كه آنها گمان مي كنند و حقيقت امر چيز ديگري است!
چند احتمال كليدي در مورد تست هاي كنكور
هماهنگي جواب سوال با خود سوال از لحاظ دستوري: پاسخ هايي كه از نظر قواعد دستوري ، باسوال هماهنگي ندارند، غالبا(به احتمال 80 درصد) غلط هستند. مثلا صورت مساله به صورت جاي خالي است و از شما خواسته ميشود ، جاهاي خالي را با جواب درست پركنيد و يكي از گزينه ها اصلا مناسب آن جاي خالي نيست.چرا كه از لحاظ گرامري جايش آنجا نيست. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
تست هاي جستجو كردني: در اين تست ها لازمه يافتن جواب اين است كه هر 4 گزينه را جستجو كرده و جو اب صحيح را پيدا كنيم. در چنين تست هايي سعي كنيد كه براي جستجو هميشه از گزينه ج و د شروع كنيد چرا كه معمولا به احتمال 60% يكي از اين دو گزينه صحيح ميباشد. همچنين مواظب باشيد كه انتخاب گزينه الف به عنوان جواب درست بايد با وسواس و احتياط زياد و بعد از اينكه مطمئن شديد گزينه هاي ب و ج و د درست نيستند صورت گيرد. همچنين سعي كنيد كه از گزينه هاي طولاني فرار نكنيد. گزينه اي كه بررسي آن به ظاهر مشكل تر است در 80% اوقات در تست هاي جستجو كردني همان گزينه جواب است. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
عدم نياز به دانستن همه مطالب يك تست: براي پاسخ دادن به بعضي از تست ها ، نياز به دانستن همه مطالب مورد نظر طراح نيست. و فقط با دانستن بخشي از تست ميتوانيد گزينه هاي نادرست را از درست جدا و خود را به جواب صحيح برسانيد. 80 % سوالات كنكور چنين هستند. بنابراين اگر همه بخش هاي كتاب را نخوانده ايد جا نزنيد.
عدم نياز به حل طولاني: در 95% حالات در سوالات كنكور بخصوص دروس فيزيك و شيميو رياضي كه به صورت مساله ميباشند، سوالات راه حل هاي طولاني ندارندو عمدتا يك يا دو نكته خاص مورد نظر طراح ميباشند. بنابراين هنگام حل اين تست ها اگر ديديد كه به محاسبات طولاني و استفاده از فرمولهاي زياد نياز است، بلافاصله بفهميد كه ازنكته مورد نظر طراح دور افتاده ايد و يا در جايي اشتباه كرده ايد.
قيدهاي تاكيد و نفي بيانگر جواب غلط اند: گزينه هايي كه داراي لغاتي مانند هميشه ، هرگز ، حتما و از اين قبيل هستند،در 95% اوقات صحيح نميباشند. در حالي كه گزينه هايي داراي كلماتي مانند ممكن است ، احتمالا و مانند اينها ، 80% اوقات صحيح ميباشند. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
تست جواب هاي محاسباتي : بعضي اوقات از شما خواسته ميشود درستي يك جواب را در چهار فرمول داده شده چك كنيد. به جاي حل كامل محاسبه جواب كافي است ، جواب داده شده را در فرمول قرار داده و ببينيد آيا تساوي داده شده برقرار ميشود يا خير. در اين مواردد 70% اوقات بهتر است ابتدا با گزينه هاي ج و د شروع كنيد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
تغيير فضاي فكري هنگام قفل كردن روي چند تست پياپي: اگر هنگام حل چند تست پياپي چيزي به ذهنتان نرسيد. سريعا متوقف شويد و با تنفس عميق و تمرينات تن آراميو در صورت امكان خوردن كيك و بيسكويت و كشمش و تنقلات دقيقه اي استراحت سعي كنيد. به مغز خود اكسيژن و به بدن خود قند كافي برسانيد. 99% ايام اين تكنيك شما را به حالت آرامش مي رساند.
اولويت بندي دروس اختصاصي: بعد از اينكه تمام سوالات ساده همه درس ها را جواب داديد و مطمئن شديد كه ديگر سوال ساده اي براي جواب دادن وجود ندارد و قبل از اينكه به سراغ روش هاي احتمالاتي برويد. مدت مشخصي را بسته به زمان باقيمانده (مثلا نيم ساعت) را براي درسهاي با ضريب بالاتر (درس هاي ضريب 4 كنار بگذاريد ) و سعي كنيد سوالات بيشتري از آن درس ها را تا حد امكان جواب دهيد.
درس هاي با انحراف معيار منفي بالا: درس هايي كه خيلي ها از آنها بيزارند و اصلا در كنكور به آنها اعتنايي نميكنند. ميتوانند در 90 درصدمواقع براي شما الهه شانس باشند. مثلا در رشته انساني داوطلبان از تست هاي رياضي بيزارند. در رشته تجربي درس هاي رياضي و فيزيك كمتر طرفدار دارد. در رشته رياضي نيز درس شيميدچار نفرت شده است. حال آنكه ارزش واقعي يك تست از يك درس مشخص بعد از كنكور مشخص ميشود. يعني زماني كه معلوم شود چند نفر به اين درس پاسخگو بوده اند. به عبارتي امتياز سوالات درسي كه عده كميبه آن پاسخ صحيح داده اند، مانند رياضي در رشته تجربي و يا شيميدر رشته رياضي و فيزيك به مراتب ارزش بالاتري از سوالات درسي دارد كه عده زيادي به آن پاسخ ميگويند و اينكه بگوييم در رشته تجربي فيزيك ضريب 2 دارد و رياضيات هم ضريب 2، پس ارزش تستي اين دو درس با هم برابر است كاملا غلط ميباشد.
نقطه خنثي: وقتي عدد صفر بين دو گزينه قرينه قرار ميگيرد. در هشتاد درصد مواقع حتما جواب خود عدد صفر است. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ربط تشابهي دو يا چند گزينه به هم يا ربط مشابهت : ربط شباهتي از مرسوم ترين و رايج ترين روشهاي ربط دهي گزينه درست با غلط مي باشد و تقريبا نخستين شكل مرتبط سازي گزينه ها با يكديگر به شمار مي آيد. اين شكل ربط دهي در حال حاضر توسط اكثر طراحان آزمون هاي تستي به صورت سراسري يا آزمايشي و اصولا در تمام امتحانات تستي به كار مي رود. اساس اين ربط دهي ، استفاده از شباهت ظاهري، فرمولي، شكلي و يا آوايي و يا نوشتاري بين گزينه هاي درست و نادرست مي باشد. براي مثال 2 و 3 خيلي به هم شبيه هستند. اين شباهت به دو دليل است يكي شباهت غير قابل انكار 2 و 3 به يكديگر و ديگري زير راديكال بودن هر دو كه اگر در يك تست رياضي اين دو عدد كنار هم قرار گرفتند ، بايد به احتمال زياد حدس زد كه جواب درست بايد بين اين دو عدد قرار داشته باشد و قصد طراح اين بوده كه ما را بين اين دو گزينه دچار اشتباه سازد. همين كه به اين نتيجه رسيديم خود كشف بزرگي است، چرا كه در بدترين حالت و در 60 درصد مواقع مي توانيم يكي از اين دو گزينه را شانسي علامت بزنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
رابطه تضاد و تقابل بين دو گزينه: 2+ و 2- با هم متضاد ميباشند. همين طور راست و دروغ و يا شب و روز . خيلي ها با استفاده از اصل تضاد مطلبي را حفظ ميكنند و ياد ميگيرند و طراحان تست نيز از اين روش يادسپاري بي خبر نيستند. به همين خاطر آنها سعي ميكنند با گنجاندن گزينه متضاد در بين گزينه ها شما را گيج كنند تا شك شما را زياد كنند. هدف طراح اين است كه شما را از گزينه درست دور سازد. 70 % مواقع جواب بين دو گزينه متضاد قرار دارد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
رابطه مجاورت و همسايگي بين دو گزينه:همسايه ها آشنا ترندو قيافه هايشان بهتر به خاطر سپرده ميشود. از سوي ديگر اگر كسي در يك جاده افتاد و از جاده مطمئن شد ، ترجيح ميدهد به جاي تغيير جاده به مسير خود ادامه دهد. گويي به محض دريافتن يك سرنخ بخش زيادي از نگراني فرد كم ميشود و متاسفانه به همان ميزان نيز دقت فرد كاهش مييابد. چنان است كه اگر ميزان انرژي دقت يك داوطلب را در حفظ كردن يك مطلب 100 واحد در نظر بگيريم. بيش از 80 واحد دقت صرف يادسپاري بخش اول و 20 واحد بقيه صرف ياد سپاري بخش هاي بعدي ميشود. در اين مواقع داوطلب گمان ميكند كه با اتكا به اصل "زنجيره تداعي معاني" بقيه مطالب خود به خود مقابل چشمان او ظاهر خواهند شد. اما طراح سوال در اين ميان به عمد وارد گود ميشود و روي قسمت هاي بعدي (يعني همان جا كه دقت كم ميشود) جاده انحرافي ايجاد ميكند. مثلا شما جواب سوالي را به صورت "عقل و ايمان " حفظ كرده ايد. طراح در استفاده از كلمه "عقل" هيچ حساسيتي به خرج نميدهد. چرا كه خوب ميداند. شما موقع يادگيري اين مطلب انرژي دقت و توجه زيادي را روي كلمه عقل گذاشته ايد. اما او روي كلمه دوم بازي ميكند و ناگهان به جاي واژه هاي " عقل و ايمان"، در گزينه ديگر از كلمات "عقل و علم" استفاده ميكند. اينجاست كه ترديد ظاهر ميشود و شما در انتخاب گزينه درست بين دو گزينه دچار آشفتگي ميشويد. اما براي شما كه قصد داريد مچ طراح را بگيريد. همين گيج شدن يك نعمت بزرگ به شمار ميآيد. در 60 درصد اوقات رابطه مجاورت و همسايگي راهنماي خوبي است كه ترديد شما را از چهار گزينه به دو گزينه كاهش دهد. به عبارت ديگر شما مي توانيد 60% مطمئن باشيد كه جواب درست بين دو گزينه مجاور است. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
رابطه تقارن بين دو گزينه: خيلي مواقع ما چيزها را از روي شكل قرينه شان به خاطر ميآوريم. ما در دنياي آئينه ها زندگي ميكنيم.حتي تصويري كه ازشكل خود به خاطر داريم تصويري است كه درآئينه از خود ديده ايم. ما خود را در زندگي جاي ديگران قرار ميدهيم و از اين راه با آنها هم احساس ميشويم. جابجايي آئينه وار و تقارني آنقدر برايم ما جالب و جذاب است كه اگر دو گزينه متقارن ببينيم، آنها را تقريبا يكي احساس ميكنيم و اگر كميدقت نداشته باشيم، آنها را به جاي يكديگر مورد استفاده قرار ميدهيم. درست شبيه بچه هايي كه كفشهاي چپ و راست را از هم تشخيص نميدهند و خيلي مواقع آنها را عوضي به پا ميكنند. اين دلبستگي و وابستگي ما به قرينه ها و تصاوير انعكاسي باعث شده است كه طراحان زير تست ، فرصت را غنيمت بشمرند و از اين گذرگاه به داوطلبين كنكور حمله كنند. آنها در تست ها جوابهاي درست و غلط را به طور خيلي ساده آئينه وار و قرينه اي قرار مي دهند. در 70 درصد اوقات گزينه درست بين دو جواب قرينه قرار دارد. توجه داشته باشيد كه 30 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
رابطه تناسب بين گزينه ها : مانند رابطه بين اعداد 2/0 و 4/0 و 8/0 كه هر گزينه دو برابر قبلي ميباشد. اينگونه ارتباطات غالبا در تست هاي رياضي رخ مينمايد. چرا كه بي دقتي روي يك ضريب ميتواند باعث بروز اشتباه در نتيجه نهايي شود. در اين موارد طراح با فرض قرار دادن احتمال اشتباه در ضرايب حين محاسبه ، خود شخصا آن مسير اشتباه را تا آخر طي ميكند و نتيجه اي كه بدست ميآورد را در گزينه ها تزريق ميكند. به اين ترتيب براي داوطلب تله ميگذارد كه حتي با عبور از مسير اشتباه باز هم بتواند نتيجه به زعم خود درست را در لابلاي گزينه ها پيدا كند. به اين ترتيب داوطلب با توجه به وقتي كه دارد ، بعيد است روي غلط بودن تست خود شك كند. در 90 درصد اوقات گزينه درست بين جواب هايي است كه با هم رابطه تناسبي دارند. اين روش موثري است براي حذف يكي از جوابهاي نادرست و در نتيجه افزايش احتمال درستي بقيه گزينه ها. توجه داشته باشيد كه 10 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
رابطه معكوس بين گزينه ها : مانند رابطه بين اعداد
و
كه بيشتر در تست هاي
رياضي رخ مي نمايد.
بي دقتي در انجام يك عمل تقسيم معمولا منجر به انحراف داوطلب از گزينه درست به سوي گزينه غلط معكوس مي شود. در 60 درصد مواقع جواب درست معمولا بين دو گزينه معكوس است. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ربط دهي گزينه ها به هم ازطريق زنجيره تداعي معاني:سيستم يادسپاري ، يادگيري و يادآوري انسان بر اساس اصل تداعي معاني كار ميكند. به اين ترتيب كه اگر يك "نشانه كليدي" به عنوان ورودي به اين سيستم اعمال شود، زنجيره اي از حافظه ها و خاطره ها و يادداشت ها و يادسپرده ها از همان نشانه كليدي شروع و به صورت يك زنجيره بي انتها اما به هم مرتبط ادامه مييابد. براي مثال به محض اينكه نشانه كليدي "نيوتن" به طريقي (مثلا نوشتن نام نيوتن و يا تصوير نيوتن در حالي كه به يك سيب خيره شده است و يا حتي حرف بزرگ انگليسي N ) ميتواند شما را به ياد قوانين اول و دوم و سوم نيوتن و فرمول شتاب و محاسبه مسافت در حركت شتابدار و …. بياندازد. يعني فقط يك كلمه ميتواند مانند يك چاشني كوچك زنجيره اي از انفجارهاي پي در پي را به عهده داشته باشد. درست شبيه چاشني بمب اتميكه قدرت انفجار زيادي ندارد اما با تامين انرژي اوليه زنجيره اي از فعل و انفعالات ميتواند يك انفجار هسته اي را شكل دهد.
"نشانه كليدي" در ياد آوري و ياد سپاري و يادگيري و حتي ياددهي مفاهيم و موضوعات درسي بسيار مفيد است. اما در عين حال اگر در دست يك طراح تست بيافتد ميتواند به صورت ابزاري گمراه كننده وارد عمل شود و شما را در بين زنجيره اي از گزينه هاي غلط به دام اندازد. به همين خاطر اگر در يك سوال كنكور متوجه شديد كه طراح تست قصد دارد با استفاده از ويژگي تداعي معاني ، نشانه هاي كليدي گمراه كننده درذهن شما ايجاد كند و مسير تصميم سازي شما را در جهتي ديگر هدايت كند. سريعا گزينه هاي با ارتباط اشتقاقي و مشتق و گرفته شده از هم را جدا و دسته بندي كنيد و در بين آنها دنبال پاسخ صحيح بگرديد. 80 درصد مواقع اين روش ضد حمله گزينه هاي ترديدي شما را از چهار گزينه به سه يا دو گزينه تقليل مي دهد. توجه داشته باشيد كه 20 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ارتباط هارمونيكي يا هم آوايي بين گزينه ها: بسياري از مواقع ما با گوش خود ياد ميگيريم. بخصوص درس هايي كه مربوط به زبان فارسي، عربي يا انگليسي ميباشند. در اين مواقع يادگيري عمده ما از طريق "صدا" صورت ميگيرد. "صدا" ميتواند اطلاعات زيادي را با خود حمل كند كه از جمله ميتوان به وزن و آهنگ و طرز تلفظ آن صدا و حتي حروف صدادار و بي صداي موجود در يك كلمه گفتاري اشاره كرد.
به عنوان يك اصل ، بخصوص در تست هاي مربوط به زبان هاي فارسي، عربي و زبان هاي خارجي مانند انگليسي ، هميشه مواظب باشيد كه براي فريفتن و دور سازي شما از گزينه درست ، معمولا سعي ميشود از گزينه اي با شكل ظاهري مشابه و از همه مهم تر هارموني و طرز تلفظ و آواي مشابه استفاده شود. در اين مواقع شما بي اختيار به سوي گزينه هم آوا كشانده ميشويد و خود به خود از جواب درست دور ميافتيد. در درس هاي حفظي مانند عربي ، فارسي و انگليسي 60 درصد اوقات از اين روش براي فريب دادن داوطلب استفاده مي شود. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ربط دهي بر اساس بيشترين تعداد جزء مشترك:آن دو گزينه اي در يك سوال بهترين جفت مشكوك را تشكيل ميدهند كه بيشترين جزء مشترك (از لحاظ تعداد ) را دارا باشند.اين جزء مشترك در مرحله اول "كلمات مشترك" است و در مرحله دوم تعداد" حروف مشابه" و در مرحله سوم شكل گرامري و جايگاه جزء مشترك در جمله جواب. طراحان سوال بنا را بر اين ميگذارند كه بسياري از داوطلبين مفاهيم را طوطي وار و فقط بر اساس حفظ يك تعداد واژه هاي كليدي ياد گرفته اند و وقتي جملاتي مشابه با همان واژ ه هاي كليدي ، اما با معاني و مفاهيم متفاوت به عنوان گزينه انحرافي در كنار گزينه اصلي قرار گيرد، اين دسته داوطلبين نميتوانند جواب درست را ازبين آنها تشخيص دهند. بسياري از داوطلبين در 90 درصد اوقات فريب طراح را ميخورند و سردرگم ميشوند. اما آنها كه هشيارتراند از همين امر استفاده ميكنند و فقط با شمردن تعداد اجزاي مشترك ، آن سه يا دو گزينه اي كه به ترتيب داراي بيشترين تعداد جزء مشترك ميباشند را به عنوان دسته گزينه هاي ترديدي جدا ميكنند. 90 درصد اوقات اين روش جواب مي دهد. توجه داشته باشيد كه 10 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ربط دهي گزينه ها بر اساس ويژگي تسلسل و ارتباط زنجيره اي بين آنها: تسلسل به سه شكل زير در تست ها ظاهر مي شود:
1) مستقيم : مانند 1 2 3 4 كه در اين گونه گزينه ها در 60 درصد مواقع گزينه چهارم را حذف كرده و جواب را در بين گزينه هاي سوم و اول جستجو مي كنيم.توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
2)معكوس: مانند 4 3 2 1 كه در اين گونه سوالات در 60 درصد مواقع گزينه اول يعني 4 را حذف مي كنيم و گزينه هاي دوم و چهارم را انتخاب مي كنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
3) تسلسل به هم ريخته : مانند 1 4 3 2 كه در اين گونه سوالات در 60 درصد مواقع گزينه اول و چهارم را اختيار مي كنيم. توجه داشته باشيد كه 40 درصدمواقع اين شيوه جواب نمي دهد.
ربط دهي غير ممكن يا گزينه هاي بي ارتباط :يعني تست هايي كه در آنها 4 گزينه هيچ ربطي به هم ندارند. در اين صورت جواب در 60% مواقع در گزينه هاي 1 و 4 قرار گرفته است.
البته قابل ذكر است كه اين نتايج از روي مطالعه آماري تست هاي كنكور چند سال اخير بدست آمده است و نبايد به عنوان قواعد حتمي و دقيق روي آنها تكيه كرد. تجربه و درصدهاي متناظر نشان مي دهند كه در بدترين اوقات مي توانيد تا اين حد روي اين روش ها تكيه كنيد.كه البته هرگز نبايداحتمال خطا را از نظر دور داشت.
تست زنی شانسی
روش دسترسي به پاسخ درست بر اساس احتمالات
كشورهاي ضعيف وقتيميخواهند تكنولوژي ساخت يك محصول پيشرفته را به دست آورند ، از مجموعه روش هايي استفادهميكنند كه تحت نام دانش مهندسي معكوس دسته بنديميشوند. مثلا اگر بخواهند دانش ساخت و توليد يك مدل تلويزيون ديجيتالي جديد را پيدا كنند ، ابتدا با حسابگري و دقت بي نظير از تك تك اجزاي تلويزيون اطلاعات برداريميكنند و به تدريج شروع به دمونتاژ يا باز كردن تك تك واحدها و نهايتا تك تك عناصر سازنده واحدهاميكنند و از اين مسير و با كمك آزمايشات متعدد سعيميكنند مسير طي شده توسط سازنده اصلي براي رسيدن به اين محصول پيشرفته ( در مثال ما تلويزيون ديجيتالي) را كشف كنند.
در اين جزوه ما قصد داريم با استفاده از اصول مهندسي معكوس و استفاده از ابزارهاي قدرتمند آمار و احتمالات و بحث هاي روانشناسي نحوه كاهش ترديد بين جوابهاي چهار گزينه اي به سه گزينه اي و نهايتا تك گزينه اي و كشف گزينه صحيح با درصد احتمال صحت بالا را براي شما تشريح كنيم. كارآيي خارق العاده اين روشها هنگامي آشكارميشود كه شما نتايج آن را روي كنكورهاي برگزار شده دوره هاي قبل تست و ارزيابي كنيد. با كمي حوصله و پشتكار و دقت متوجه خواهيد شد كه ديگر نيم ساعت آخر جلسات آزمون كنكور سراسري براي شما نيم ساعت نااميدي نيست ، بلكه نيم ساعتي است كهميتواند سرنوشت قبولي شما را به شدت تحت تاثير قرار دهد و جايگاه و رتبه علمي شما را تا حد خارق العاده اي جابجا كند. در زماني كه فقط با زدن دوعدد تست بيشتر دانشگاه محل تحصيل و رشته و مقطع تحصيلي شما تعيينميشود ، بديهي است كه اگر روشي بتواند رسيدن به بيش از ده تست صحيح را تضمين كند، ارزشي هم سنگ طلا خواهد داشت. اين درحالي است كه هيچ كس حاضر نيست كارآيي و اثر بخشي اين روشها را بپذيرد و براساس آنها اقدام به زدن گزينه ها نمايد.
قبل از اينكه وارد بحث اصلي شويم لازم است نخست روي چند نكته اساسي با هم به توافق برسيم. تنها به اين شرط است كه ادامه مطالب زير معنا دارميشود وميتواند منجر به نتيجه گردد:
نكته اساسي 1: روش مهندس معكوس زماني جوابميدهد كه فرد حداقل دانش مهندسي مورد نياز براي تكنولوژي مورد نظر را در اختيار داشته باشد. هر چه دانش فرد از موضوع بيشتر باشد ، احتمال خطاي او كمتر و امكان توفيق او در رسيدن به نتيجه مطلوب بيشترميشود. به همين دليل هر چه دايره اطلاعات درسي شما وسيع تر و تسلط شما به مفاهيم بنيادي دروس بيشتر باشد، ميزان اثر بخشي اين روشها بيشتر است. بنابراين در نظر داشته باشيد كه اين جزوه شبيه اسلحه اي است كه شما هر چه ورزيده تر باشيد بيشتر به كمك شماميآيد و و در كارزارها و ميدان هاي آزمون بيشتر به دردتانميخورد. بنابراين تا آخرين لحظه بايد سعي كنيد بيشترين حجم اطلاعات ممكن رادر ذهن خود جاي دهيد. دربخش مربوط به تند يادگيري در اين رابطه بحث شده است.
نكته اساسي 2: وقتي بحث احتمالات به ميانميآيد هرگز نبايدروي اطلاعات مقطعي و موضعي نتيجه گيري كرد. بلكه بايد ديدي كل نگر داشت و نتيجه نهايي را مد نظر قرار داد. براي مثال وقتيميگوئيم احتمال عبور ماشين هاي قرمزرنگي كه در هر ساعت از خيابان خاصيميگذرند. 30 درصد است. منظور اين نيست كه 30 اتومبيل قرمز رنگ حتما پشت سر هم و به صورت قطاري از اين خيابان عبورميكنند. بلكه منظور اين است كه در هر ساعت از هر صد عدد ماشين ، به احتمال قوي 30 تاي آنها قرمزميباشند. به همين ترتيب وقتي ادعا ميكنيم كه با روش تشريحي در اين جزوه شماميتوانيد نسبت به كسي كه از اين روش هيچ نمي داند، 30 درصد بيشترجواب درست بزنيد، الزاما به اين معنا نيست كه حتما و دقيقا 30 تاي اين تست ها درست و بقيه نادرست خواهند بود. چه بسا تعداد جوابهاي درست شما بيشتر از 30 تا بشود و اين بستگي به دقت و شانس و احتمالات دارد. اما نكته مهم اين است كه شما حتما بيشتر از بقيه امتياز خواهيد آورد و عدد تضميني براي توفيق شما در جوابدهي به اين تست ها (نسبت به فردي كه از آنها بي اطلاع است )حداقل 30 درصد بالاتر است.
نكته اساسي 3: اگر فقط يك روز به آزمون باقي مانده است ، هرگز نگوئيد مطالعه ديگر بي فايده است و شما شانسي براي قبولي در آزمون نداريد. فراموش نكنيد كه اگر قرار باشد همه سوالات درست جواب داده شوند و همه شركت كنندگان زمان كافي براي جوابدهي به سوالات در اختيار داشته باشند ، ديگر كنكور و مبارزه معناي خود را از دستميدهد . در حقيقت بايد زمان كنكور بسيار كمتر از زمان لازم براي پاسخگويي به همه سوالات باشد و سختي و مشكل بودن برخي از سوالات بسيار بيشتر از حدي باشد كه بتوان همه آنها را در مدت تعيين شده جوا ب داد. در حقيقت در آزمون هاي استاندارد همگاني مانند كنكور سراسري ، طراحان سوال سعيميكنند بيشترين تعداد سوالات ممكن را در حداقل زمان ارائه دهند تا مسابقه معناي واقعي خود را پيدا كند. در اين حالت ديگر استفاده از واژه " بي فايده" براي مطالعه بي معناست ، چرا كه حتي يك نيم نگاه به يك صفحه كتابميتواند در رساندن شما به جواب يك تست تعيين كننده باشد.
نكته اساسي 4: ما خيلي وقتها مطالعه نمي كنيم كه چيزي را ياد بگيريم، بلكه بسياري اوقات مطالعهميكنيم تا چيزهايي را فراموش كنيم. به عبارت ديگر شايد مطالعه بيشتر و وقت گذاشتن براي مرور سريع مطالب باعث نشود كه ما مطلب جديدي را ياد نگيريم ، اما لااقل اين فايده را دارد كه به ماميآموزد مطلب و گزينه نادرست كدام است. همچنانكه در ادامه خواهيد ديد ، همين كه شما بدانيد كدام گزينه نادرست استميتواند كمك بسيار زيادي براي رساندن شما به گزينه درست باشد. به اين بيانديشيد كه در بين چهار گزينه ارائه شده فقط يكي از گزينه ها درست است. و سه تاي ديگر نادرستميباشند. شايد تشخيص جواب درست زياد هم ساده نباشد ، اما بسياري اوقات تشخيص جواب نادرست بسيار راحت تر است و شماميتوانيد با استفاده از دانش "نادرست شناسي" به راحتي روي گزينه درست فرود آئيد و آن را در جا و بدون اينكه دليل درستي اش را بدانيد! شكار كنيد. اين در حالي است كه با كمك روشهاي آماري ارائه شده در اين جزوه ، همين دانستن جوابهاي نادرست هم خود يك راهنماي بزرگ براي رساندن شما به گزينه درست محسوبميشود. از اين به بعد هر وقت خواستيد درسي را بخوانيد و وقت كافي براي يادگيري مباحث اصلي در اختيار نداشتيد، بلافاصله ميدان را واگذار نكنيد. به خاطر داشته باشيد كه هدف از مطالعه فقط يادگيري نيست و بسياري اوقات ما مطالعهميكنيم تا افكار و ايده هاي انحرافي و نادرست را فراموش كنيم !
نكته اساسي 5: گول ايده هاي آرماني و صفات توافقي بهترين و بالاترين و باهوش ترين را نخوريد و هرگز تصور نكنيد كه دنيا بر اساس اصل درست و نادرست و يا همه چيز يا هيچ چيز آفريده شده است! به بيان ديگر گمان نكنيد كه براي تسلط به يك كتاب درسي مثلا رياضي يا زيست شناسي يا عربي بايد حتما از اول تا آخر آن را كاملا مسلط باشيد و تمام نكات و جزئيات آن را به طور دقيق مطالعه و تمرين كرده باشيد. بر خلاف ايده هاي آرمان گرايانه و مطلق نگر ، دنيا به جاي تقسيم شدن به درست و نادرست ، از اتفاقاتي پر شده است كه معمولا " كمي درست " و " تا حدودي نادرست " و ….ميباشند. به عبارت ديگر اين تصور كه چون مدرسه خوبي نداشتهايد و يا در زمان دبيرستان خوب درس نخوانده ايد پس نمي توانيد هم پاي شاگردان ممتاز وارد ميدان رقابت شويد و به ناچار بايد ميدان را واگذار كنيد ، تصوري موهومي و باطل است كه اگر همين الآن آن را از مخيله خود خارج نسازيد براي هميشه و در تمام صحنه هاي زندگي شما را وادار به عقب نشيني و زمين گير شدنمينمايد. هميشه با خود بگو ئيد كه شاگردممتازها و محصلين مدارس نمونه اي "كمي تا حدودي بيشتر از شما مسلط"اند و اين مقدارتفاوت نسبي با كمي تلاش و پشتكار از سوي شما به راحتي قابل حصول است.
خوب توجه كنيد كه به هيچ وجه در تله آرمان گرايي و مطلق نگري و طلب همه چيز يا هيچ چيز نيافتيد و بي جهت ميدان مبارزه فعلي را به اميد ميدان مبارزه بعدي و اگذار نكنيد. هر صحنه كارزار و هر كنكوري و هر آزموني را يك چالش جدي براي عرض اندام و ارزيابي خود و توانايي هاي خود تصور كنيد و سعي كنيد حتي پيشرفت هاي كوچك را بها دهيد و براي رسيدن به اين تفاوت هاي به ظاهر ناچيز از تمام وجود خود مايه بگذاريد. بنابراين هر چند مطمئن ايد كه در كنكور امسال امتياز شايسته خود را بدست نخواهيد آورد اما نه الآن و نه در اثناي برگزاري كنكور ميدان را خالي نكنيد و با پررويي و غرور تمام و در كمال اعتماد به نفس براي بدست آوردن حتي يك امتياز مثبت از تمام هوش و دقت و انرژي روحي و جسمي خود كمك بگيريد. فراموش نكنيد كه انسانهاي برتر هميشه با انسان هاي عادي اندكي تفاوت دارند. و همين تفاوت اندك است كه باعثميشود آنها در قياس با افراد عادي جايگاه و رتبه اي عالي و جهش وار بدست آورند.
نكته اساسي 6: اينكه فقط بتوان با يك انبر دست معمولي موتور يك اتومبيل را تعمير كرد و يا فقط با يك فاز متر بتوان يك تلويزيون خراب را تعمير نمود، اين تصوري اشتباه است كه با آن اتومبيل و تلويزيون نمي توان تعمير كرد. به خاطر داشته باشيد كه براي هر كارمهندسي شما به يك "جعبه ابزار" احتياج داريد. و "جعبه ابزار" يك "مهندس معكوس تست هاي استاندارد كنكور" مجموعه اي است از چندين ابزار كليدي كه هر كدام بايد به موقع و د ركنار هم مورد استفاده قرار گيرد. به بيان ساده تر براي رسيدن به جواب گزينه درست در روش مهندسي معكوس (تشريحي در اين جزوه) ، شما بايد ضمن آنكه هنر و مهارت نگريستن به جوابهاي بعدي وقبلي را بلد باشيد، در عين حال بايد بتوانيد گزينه هاي نادرست را حتي الامكان تشخيص دهيد و با كمك روشهاي مختلف از جمله برهان خلف و استقرا و تكنيك هاي روانشناسي و انحرافي مورد استفاده طراحان ، گزينه هاي ترديدي را از چهار گزينه به سه گزينه يا در صورت امكان به دو گزينه كاهش دهيد. همزمان با آن بايد به تكنيك هاي شناسايي گزينه هاي متضاد و مشابه و نيز تكنيك هاي شناسايي گزينه هاي انحرافي مسلط باشيد. در عين حال بايد سعي كنيد به جاي صرف وقت براي علامت زني بي هدف گزينه ها فقط بر مبناي احتمال و حدس ، ابتدا به صورت يورشي و تهاجمي به شكار گزينه هاي ساده در كل سوالات برويد و اين شكارهاي پر ارزش و در عين حال ساده و سهل الوصول را بي جهت از دست ندهيد. بايد اين نكته را در نظر داشته باشيد كه داشتن اين جعبه ابزار جديد باعث نمي شود كه شمافرصت هاي راحت را از دست بدهيد. به خاطر داشته باشيد كه كارآيي اين جعبه ابزار عملا آخر كار ظاهرميشود. يعني لحظه اي كه شما ديگر از رسيدن به جواب درست در زمان باقيمانده نااميد شده ايد و تصميم گرفته ايد كه به جاي واگذار كردن ميدان و علامت نزدن جوابهاي ترديدي به هر قيمتي كه هست از اين گزينه ها امتياز بگيريد. به هيچ وجه از همان ابتداي كار از اين جعبه ابزار استفاده نكنيد و بدون مطالعه به سراغ روشهاي احتمالاتي نرويد. به ياد داشته باشيد كه كم نيستند تعداد انسان هاي عادي هم سطح شما كه فاقد اين جعبه ابزار معجزه آفرين اند و در نتيجه لااقل به جوابهاي ساده هر درس كه هميشه در هر درسي تعدادي از آنها وجود دارد جواب درست داده اند. استفاده تلفيقي از ابزارهاي ارائه شده در اين جزوه در زمان درست و با ريسك پذيري حساب شدهميتواند افزايش خارق العاده امتيازات شما را تضمين كند. و برعكس اميد بستن بي دليل و بيش از حد به اين روشها بدون رساندن خود به شرايط اوليهميتواند شما را حداكثر در همان جايي كه همين الآن هستيد، قرار دهد!
.